Siavash Ghomayshi Hobab
میای از دورترین نقطه ی ایمان من
اونجا Ú©Ù‡ Ù„ØØ¸Ù‡ هام پر شدن از یاسمن
میای از سکوت شهر پر از ستاره
میکشی دستامو روی موهات دوباره
میبری با خودت تا اوج بی نهایت
اونجایی که تو چشمات موج میزنه نجابت
آخ که دیگه دل من از تو جدا نمیشه
تو کتابای قصه کسی که ما نمیشه
وقتی که بجز عشق چیزی نمیشه که دید
غیر از گلهای بوسه چیزی نمیشه که چید
اونجاها آسمونشون رنگ طلایی داره
جای سیایی های شب ØØ¨Ø§Ø¨ آبی داره
آدما از Ù…ØØ¨Øª برای هم میمیرن
تو سختیه زندگی دست همو میگیرن
آخ که دیگه دل من از تو جدا نمیشه
تو کتابای قصه کسی که ما نمیشه...